اردكانى / ذوالفقارى / تركى / مهدى روزبهانى / اكبر روزبهانى

22

مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى )

سالى 3 بار از شاگردان امتحان مىگرفتند و هر فرد پس از موفقيت در آزمون سوم به كلاس بالاتر ارتقاء مىيافت . در مدرسه‌ى دار الفنون طب قديم و جديد پابه‌پاى يكديگر تدريس مىشدند . دو تن از اطبا ايرانى كه در دار الفنون طب سنّتى تدريس مىكردند ، " ميرزا احمد حبيب كاشانى " و " ميرزا ابو القاسم سلطان الحكماى نايينى " بودند . پس از مرگ ميرزا ابو القاسم نايينى چون كسى صلاحيت تدريس اين درس را نداشت ، تدريس طب سنتى در حدود 16 سال تعطيل گرديد . در سال 1337 ه . ق رشته پزشكى كه يكى از شعب دار الفنون بود استقلال يافت و به نام " مدرسه طب " ناميده شد . در آن موقع " صحّت الدوله " چند سالى طب سنتى را در مدرسه طب تدريس مىنموده است . 3 - 1 - پزشكان نامى طب سنّتى تاريخ طب مملو از افرادى است كه هريك سهمى هرچند كوچك در چرخاندن چرخ‌هاى بزرگ اين علم داشته‌اند . سهم هيچ‌يك از اين پزشكان و طبيبان را نمىتوان ناديده گرفت ، امّا سهم برخى بسيار بيشتر از سايرين است . اين افراد پايه‌گذاران علم طب هستند كه از فرهنگ‌ها و ملل مختلف ، با خلاقيت‌ها ، نوآورىها و پشتكار خود كوشيده‌اند تا علم طب را هرچه بيشتر به هدف اصلى آن يعنى افزايش سطح سلامت مردم و رهايى آنها از رنج بيمارىها نزديك كنند . در اين ميان نقش پزشكان مسلمان قابل توجه است و در ميان مسلمانان ، ايرانيان در قرون گذشته ، نقش بسزايى را در اين زمينه ايفا كرده‌اند .